ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

49

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

بنا به روايتي ، روزى كه حضرت عليه آنها دعا كرد ، حجاج بن يوسف ثقفى به دنيا آمد . به روايت ديگر ، بعد از اندك مدّتى كه از نفرين حضرت گذشت ، حجاج متولّد شد . رفتار حجاج نسبت به أهل كوفه مشهور است ودمارى از روزگار آنها برآورد كه در تاريخ نقل شده است . ( 5855 - 5828 ) أما واللّه لوددت انّ لي بكم الف فارس من بنى فرس بن غنم ؛ مقصود آن بزرگوار از مشخّص كردن گروهى خاص ، خواست اجمالي از خداوند است براي در اختيار نهادن افرادى حرف شنو وفرمانبر به جاى كوفيان ؛ واين مشخّصات را ، در قبيله‌اى از بنى فراس كه پدرش غنم است ديده‌اند . « غنم » با فتح « غ » وسكون « ن » فرزند تغلب بن وائل بوده است . چرا از ميان تمام قبايل نام اين قبيله را برده‌اند ؟ به دليل مشهور بودنشان به شجاعت وجانبدارى ، وپذيرش سريع دستور فرمانده در انجام كار ، مورد عنايت قرار گرفته‌اند . معناى بيت « هنالك . . . تا پايان » همان معنا ومفهومي است كه سيد رضى ( ره ) توضيح داده است وجه مشابهت اين شعر با موضوع سخن أمير مؤمنان ( ع ) اين است : قبيله‌اى كه حضرت دوست داشته‌اند به جاى پيروان ويارانش باشند ، به سواركارى وجنگجويى وسرعت أجابت فرمان رهبر ، ووحدت واجتماع در دفع دشمن ، ويارى رساندن به حق معروف بوده‌اند ، چنان كه شاعر بدين أوصاف آنان را ستوده است . وبراي همين مقصود هم امام ( ع ) آرزوى داشتن آنها را به جاى مردم كوفه داشته است . أمير مؤمنان ( ع ) از بيان تمام اين مطالب ، منظورش بدگويى ، سرزنش وتحقير بظاهر يارانش ، مىباشد ، بدين طريق كه ديگران بر مردم كوفه برترى داشته‌اند وحضرت نسبت به سستى وسهل‌انگارى كه از أطاعت فرمان أو وعدم دفاع از دين خداوند داشته‌اند ، نفرت پيدا كرده است وآنان را توبيخ مىكند .